مؤلف مجهول

77

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

گرديده راهى شدند . جناب امير والاجاه خورشيدكلاه ، استقبال نمودن اين جمع امراى عظام را سبب فتح و فيروزى و محض موهبت الهى دانسته ، از كمال خوشدلى كه داشت منزل و مراحل طى نموده به مضافات بخاراى شريف داخل شده . در آن روز اولا مرتبه زيارت حضرت شاه نقشبند - عليه الرحمه - را كرده از باطن روح پرفتوح آن بزرگوار استعانت طلبيده ، بعد از آن مع قوشون مبارك مشحون در مجانسى موضع « غربون » در لب شاهرود خيمه و خرگاه برپا نموده ، نزول اجلال ارزانى فرموده ، در آنجا يك شب استراحت نموده روز ديگر خبر رسانيد كه مير عمر خان از كمال دهشت و هراسى كه داشت دروازه‌هاى شهر را خاكريز كرده ، برج و باروى قورغان را مستحكم نموده ، راه آمد و شد مردم را به روى خود بسته حصارى شده نشسته است . به شنيدن اين خبر بهجت اثر ، امير نيكوسير از آن سرزمين به فرّ و اقبال كوچ كرده ، ظفر در ركاب ، نصرت همعنان ، راهى شده آمده در مقابل شهر در موضع بازارچه ، لشكرگاه كرده ، فرود آمده ، اطراف لشكر منصور را سنگر فرموده ، قرار گرفت . بعده پادشاه زمان صاحبقران دوران به مشورت دولتخواهان از وجه مصالحه ايلچى به اندرون شهر به جانب مير عمر خان فرستاده ، هرچند به زبان شيرين و به الفاظ رنگين نصايح نمود به مير عمر خان قبول نيفتاد . آن بد باطن بخت برگشته به اغواى چندى از مفسدان بد نهاد ، راه صلح را گذاشته ، قدم در جستجوى جنگ و بوادى وغا نهاد . بالأخير جناب حضرت ظلّ اللّهى را غيرت صاحبقرانى گريبانگير گرديده به فرمان لازم الاذغان ميران نامدار و امراى ذوى الاقتدار ، ميمنه و ميسره و قلب و جناح لشكر ظفرپيكر را آراسته گردانيده از هر جانب شهر مورجلها مقرر نمودند . چنانچه كه هر روزه طبل جنگ و ناى رزم در صدا درآورده ، بهادران ضرغام كين شيرافكن و سالاران بهرام آيين صف‌شكن از طرفين محاربه اقدام نموده جنگ تلاش و قتال و فرخاش را [ خوانده نشد ] از هر طرف صداى توپ و تفنگ بلند آوازه گرديده ، به سامعان عالم بالا اضطراب و اضطرار مىافكندند . چنانچه كه بدين دستور مدت محاصره به دو ماه كشيد .